-
دخترم
در جایی بودم که هیچ جا نبود. فقط جایی بود. خانه نبود، پارک، هتل یا شهری هم نبود، حتا بیابانی. دیواری بود بی سقف و تک، با دری که به جای دیگری باز نمیشد، بسته هم نمیشد؛ دری که رو به ناکجا بود یا دست کم؛ کجاییِ آن طرف اهمیتی نداشت. کجاییِ آن طرف وجود نداشت. غیر از من و او کسی نبود. او هم با صورت و تن و نفسش با من نبود. با بودناش آنجا بود.
متن کامل




Not have flash polayer click to install




